

...آماده عکس گرفتن بودم؛ از سمت چپ دریچه دوربینم مردی را دیدم که به صحنه آمد. تپانچهاش را بالا آورد. گرفتن تپانچه بروی سر اسرا در حین بازجویی عادی بود، آماده بودم که چنین عکسی بگیرم، تــهـــدید، بــازجــویــی! اما آن اتفاق نیافتاد...
ادامه مطلب در N O S T A L G I A ...
شعلههای آتشی که از یک انسان ناشی میشدند. بدنش به آرامی چروکیده میشد و درهم میرفت، سرش سیاه شده بود و به ذغال تبدیل میگشت. در هوا بوی سوختن گوشت انسان پراکنده شده بود. انسانها به صورت غافلگیرانهای سریع میسوزند... آنقدر شوک زده بودم که گریه نمیکردم، دستپاچهتر از آن بودم که نتی بردارم یا سئوالی بکنم. آنچنان گیج شده بودم که حتی نمیتوانستم فکر کنم...
ادامه مطلب در N O S T A L G I A ...
الخاندرو گونزالس ايناريتو كارگردانى مكزيكى ۲۱ گرم را با سبكى منحصر به فرد خلق کرده؛
عناصر اين سبك را داستان هاى تودرتو، بازى با زمان، فيلمبردارى با دوربين روی دست، تدوين سريع و درهم ریخته و مضامينى همچون عشق و خيانت، زندگى و مرگ و جبر و اختيار تشكيل مى دهند.
اما آنچنان ترتيب زمانى حوادث را به هم ريخته است...
تابلویی از زندگی در پنج قسمت به روایت بودا
کارگردان و فیلمنامه نویس: کیم کی داک
محصول: آلمان و کره جنوبی، 2003
کارگردان با نمایش فیلم در پنج قسمت شما را به دیدن تابلوی زیبایی دعوت میکند، تابلویی مملو از نمادها ونشانهها ...