شعلههای آتشی که از یک انسان ناشی میشدند. بدنش به آرامی چروکیده میشد و درهم میرفت، سرش سیاه شده بود و به ذغال تبدیل میگشت. در هوا بوی سوختن گوشت انسان پراکنده شده بود. انسانها به صورت غافلگیرانهای سریع میسوزند... آنقدر شوک زده بودم که گریه نمیکردم، دستپاچهتر از آن بودم که نتی بردارم یا سئوالی بکنم. آنچنان گیج شده بودم که حتی نمیتوانستم فکر کنم...
ادامه مطلب در N O S T A L G I A ...