تبليغاتX
آلاچیق - از جُستن راه ِ رستگی مشغول بودن نشاید
ســایـبـــانـــی بـرای هــمــه کـــس و هــیـــچ کـــس

 

از جُستن راه ِ رستگی مشغول بودن نشاید

 

محمدرضا اصلانی، یکی از فیلمسازان پیشرو و آوانگارد سینمای ایران، با فاصله‌ای ۳۱ساله از نخستین فیلم بلند داستانی‌اش شطرنج باد بالاخره امسال توانست دومین تلاش‌اش را در زمینه‌ی سینمای داستانی بر پرده سینماها ببیند. سخن از آتش سبز، واپسین کار اصلانی، بماند برای زمان اکران عمومی‌اش که حرف برای گفتن از آن فراوان است. ولی بی مناسبت ندیدم که به پاس ِ صبر و تلاش‌های سی ساله‌ی اصلانی و به فرخندگی به بار نشستن آتش سبزش نگاهی دوباره بیاندازیم بر شطرنج باد که بی شک یکی از شاهکارهای جاودان سینمای ایران است. فیلمی که بیش از سی سال پیش از این ساخته شده و از هم اکنون ِ سینمای ایران سی سالی پیش است.

 

شطرنج باد نوشته و ساخته‌ی محمدرضا اصلانی ِ ۳۳ساله است. اصلانی در همان نخستین گام نشان داد که به رغم جوانی هم زبان سینمای مدرن را به خوبی می‌شناسد و هم تسلطی شگفت‌آور بر فرهنگ و هنر اصیل ایرانی دارد.

شطرنج باد نمونه‌ای کامل از هماهنگی میان ساختار بصری و محتوای اثری سینمایی است. میزانسن نماها، ترکیب‌بندی قاب‌ها، موسیقی، نوع فیلمبرداری و بازی‌های بازیگران فیلم به هارمونی دلپذیری رسیده‌اند و از این منظر شطرنج باد یکی از استثناهای سینمای ایران است.

 

 

داستان شطرنج باد بر بستر طرح‌های معماگونه‌ی توطئه و جنایت از سوی ساکنان خانه‌ای اشرافی بر سر تصاحب ثروتی خانوادگی شکل می‌گیرد. حول و حوش سال ۱۳۰۰ هجری شمسی، پس از مرگ خانم بزرگ تمام ثروت‌اش به دختر او خانم کوچک (فخری خوروش) می‌رسد که زنی افلیج است. بر سر تصاحب این اموال میان او و ناپدری‌اش اتابک (محمدعلی کشاورز)، برادر زاده‌های اتابک (اکبر زنجانپور و شهرام گلچین) و کنیزک خانه (شهره آغداشلو) نزاعی درمی‌گیرد. در انتها همه‌ی اعضای خانواده قربانی توطئه‌های یکدیگر می‌شوند و تنها کنیزک باقی می‌ماند.

طرح داستانی شطرنج باد ممکن است تا حدی داستان‌های جنایی و نوآرها را به یادمان آورد هم‌چنان که برخی منتقدان این فیلم را با شیطان‌صفتان ِ هانری ژرژ کلوزو مقایسه کرده‌اند؛ اما شطرنج باد به مدد ساختار روایی و بصری دقیق‌اش به جای آن‌که داستان توطئه‌ای را تعریف کند فضای توطئه می‌سازد. همان‌طور که نقاشان اکسپرسیونیست از متن داستانی نقاشی‌های دوران کلاسیک گذشتند و با ابزار رنگ و نور و سایه عواطف و احساسات بشری را نقش زدند، اصلانی هم به یاری تصویر و نور و رنگ فضای توطئه را بر قاب سینما نقش زده است. از این رو است که بر خلاف آثاری مشابه شیطان‌صفتان که پس از دیدار اول و حل شدن معماهای داستان دیگر چیزی برای عرضه به بیننده ندارند، شطرنج باد پس از گذشت سال‌ها و دیدار‌های مکرر هنوز نو و تازه می‌نماید. فیلمساز آگاهانه از داستان‌پردازی صرف فاصله می‌گیرد و با به کارگیری هوشمندانه‌ی موتیف‌های کاربردی فراوان (نمای اینسرت دست‌ها، قرابه‌ها، تعلیمی فلزی،...) و ترجیع‌بندهایی مانند نمای فلاش فوروارد رخت‌شورها خانه‌ی موروثی ِ محل نزاع، ساکنان و بلکه همه‌ی اشیاء خانه را به نمادهایی بصری بدل می‌کند و با به کارگیری خلاقانه‌ی نمای کرین ِ پایانی زمان گذشته را به حال و آینده متصل می‌کند.

فیلم با اشاره به آیاتی از سوره‌ی تکاثر آغاز می‌شود که مردمان دو قبیله‌ی متخاصم را از به جان هم افتادن و شمردن کشته‌های یکدیگر انذار می‌دهد؛ در این خانه‌ی موروثی هم همه‌ی ساکنان خانه در حال توطئه علیه یکدیگرند. اما فیلم به یاری تمهیدات بصری و فیلمنامه‌ای به سرعت از سطح داستانی به سطح روایی می‌رسد و به جای داستان گویی به روایت‌گری می‌پردازد. فیلمساز با حذف عناصر زاید داستانی و با توقف بر موتیف‌های معنادار، فضای توطئه را نه در داستان که در روایت کلی فیلم می‌تند و بالاخره در نمای آخر زمانی که دوربین کرین می‌کند و تصویر به مظاهر مدرن می‌رسد سرنوشت شوم ملتی را هشدار می‌دهد که بر سر غارت دارایی‌های ملی به جان هم افتاده‌اند.

 

میزانسن‌ها و ترکیب‌بندی یکایک قاب‌های شطرنج باد نه تنها در راستای محتوای فیلم و القای سرنوشت محتوم اعضای خانه طراحی شده که به تمامی مبتنی بر فرهنگ، هویت و هنر ایرانی است. دکوپاژ، حرکات دوربین و ترکیب‌بندی قاب‌های اصلانی کاملاً مبتنی بر سینمای مدرن است؛ با این حال جنس تصاویر ریشه در هنر و فرهنگ ایرانی دارد. شطرنج باد چه آنجا که به شایعات و باورهای خرافی عوام اشاره می‌کند و چه در ساختار گرافیکی قاب‌ها کاملاً ایرانی است. در ابتدای فیلم در نمایی محمدعلی کشاورز را در حضور چند مرد در حال سند سازی می‌بینیم؛ این نما عیناً بازسازی تابلوی نقاشی استنساخ اثر محمود خان ملک‌الشعرا بر قاب پرده‌ی سینما است، با همان نورپردازی تابلوی نقاشی. این جنس نورپردازی در تمامی نماهای شطرنج باد حفظ شده است. در واقع اگر اصلانی به تمامی دشواری‌های فیلمبرداری در نور بسیار کم شمع تن داده و اگر بهمن فرمان‌آرا به عنوان تهیه کننده لنزهای ویژه‌ای را که زایس برای فیلمبرداری بری لیندون ِ کوبریک تدارک دیده بود برای این فیلم فراهم کرده، نه برای خودنمایی که برای رسیدن به این جنس تصاویر بوده است.

نوع فیلمبرداری و حرکات دوربین نیز در شطرنج باد منطقی ظریف و حساب شده دارد. آنجا که سکون و رخوت ِ خانه به نمایش درمی‌آید، سکونی که وقتی خاک بر دل اهالی خانه می‌نشاند از این دل‌ها توطئه می‌زاید، قاب‌های فیلم ثابت و گرافیکی هستند؛ اما به محض آنکه این افراد تصمیم می‌گیرند افکار پلیدشان را عملی کنند دوربین به حرکت درمی‌آید و سکانس-پلان‌هایی یگانه را در سینمای ایران می‌آفریند. شطرنج باد تعدادی از بی‌نظیرترین و تکرارناشده‌ترین حرکات ترکیبی دوربین در سینمای ایران را در خود جای داده است؛ چه آنجا که به وقت قتل حاج عمو (اتابک) دوربین ˚۳۶۰ می‌چرخد و بازگشت توطئه به نقطه‌ی آغازش را هشدار می‌دهد و چه آنجا که خانم کوچک کشان کشان خود را از پله‌ها پایین می‌کشد و حرکت پیچیده‌ی دوربین قاب متحرک بی‌نظیری را ساخته است.

موسیقی و نوع بازی‌های شطرنج باد هم در هماهنگی استثنایی با ساختار بصری فیلم انتخاب شده‌اند. موسیقی شیدا قره‌چه‌داغی و بازی بازیگران به عنوان عناصر تکمیل کننده‌ی تصویر به نماها اضافه و جزئی از ساختار بصری فیلم می‌شوند. در واقع موسیقی و بازیگران هم به مانند همه‌ی کارهای اصلانی جزئی از ساختار گرافیکی تصویر هستند.

 

شطرنج باد با نوای اذان صبح به پایان می‌رسد؛ آنجا که ساکنین خانه یکدیگر را مات کرده‌اند و خود مات ِ سرنوشت شده‌اند. پندآموز آن‌که در انتها پس از قربانی شدن همه‌ی اهالی خانه در توطئه‌های ساخته‌ی یکدیگر تنها کنیزک خانه باقی می‌ماند که به سوی آینده قدم بگذارد! فیلمساز جابه‌جایی فرهنگی و طبقاتی را به دقت هشدار می‌دهد که امروز تحقق‌اش را همگان دیگر دیده‌ایم. آخرین کار اصلانی، آتش سبز، هم روایت‌گر تاریخ این سرزمین است؛ آنجا هم ناردانه هفت حدیث این ملک می‌خواند و هفت زخم ِ آن مرهم می‌شود اما در آخر کنیزکی بر جایش می‌نشیند. گویی این سرنوشت شوم مدام تکرار می‌شود و باز ما انذارها و هشدارها را نمی‌شنویم.

 

 

به راستی تا کی باید کنیزکی جای ناردانه‌مان بنشیند!؟

 

پی‌نوشت: امروز دیگر از نمایش شطرنج باد در جشنواره‌ی جهانی فیلم تهران بیش از سه دهه می‌گذرد و داستان هو شدن فیلم از سوی منتقدان روزگار دیگر به تاریخ پیوسته است. آن منتقدان را امروز کسی به یاد نمی‌آورد اما شطرنج باد با تکیه بر ساختار محکم‌اش هم‌چنان راست قامت ایستاده است و دیده می‌شود. واپسین ساخته‌ی اصلانی، آتش سبز، هم در جشنواره‌ی فیلم فجر امسال به نمایش درآمد و همان واکنش‌هایی را میان منتقدان برانگیخت که نخستین کار اصلانی، شطرنج باد! حال باید دید تاریخ برای این یکی چگونه قضاوت خواهد کرد!؟

 

                                                                                                                         مهدی طیوری

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 0:39  توسط دوستان آلاچیق  |